در تمنای طلوع...
دلي دارم مثال موج درياست.....................گهي آرام گهي هم مست غوغاست
قرار ما به رفتن بود نگو چی شد نمی دونم خودم گفتم تمومش کن خودم میگم نمی تونم بياييد سفري نو براي عاشقي پيشه كنيم ، دور شويم از اين شهر فريب بياييد در پي قاصدكا / بر سر هر پيچ بلند ، سخن از سستي پاها نزنيم بياييد برهيم از دام پر از حادثه هاي زمزمه ها ، دست را به درگاه خدا سوق دهيم. بياييد پر پروازي براي فرار از اينهمه لبخند غريب باز كنيم تا كه دور شويم از دام بلا . بياييد ذهن ها را،پر از عطر حضور گردانيم . بياييد بر سر هر كنج مزار ، شاخه اي ذكر خدا ، شاخه ا ي عشق و محبت بنهيم. بياييد چشم ها را به غم تنهايي عادت بدهيم . بياييد با هم ، نغمه ي پر شور صفا سر بدهيم/ بياييد در موج خيال ، از صف هرچه وجود دور شويم. بياييد برهيم از اين همه تلخي بغض . بياييد شبي از شبهاي سرد ، هم نوا با سنگ بي ياور شهر از شبهاي پر از تنهايي خود دم بزنيم / بياييد بي خيال از كاش ها ، پي آواز حقيقت بدويم . بیا تا پیداشم تو باش تا من باشم هنوز می شینم به هوای دیدن تو/. تو با این دل کندن کجا رفتی بی من بمون نزدیکم به شب رسیدن تو /. بیا که رها شم از این همه درد که صدا شم از این شب سرد که تموم بشه فاصله ها/ بیا که من از تو خسته ترم که من از من بی خبرم / به هوای خونه بیا تا پیداشم تو باش تا من باشم هنوز می شینم به هوای دیدن تو تو با این دل کندن کجا رفتی بی من بمون نزدیکم به شب رسیدن تو /... عشق چیزی است که بیشتر از هر چیزی / داشتنش را / دوست داریم. وبیشتر از هر چیزی/دادنش را.ولی کسی در نمیابد عشق همان چیزی است / که همواره داده می شود بر عکس اینکه هیجوقت پذیرفته نمی شود ... بیت غزل/... من با ترانه هام/ تو قصه تاختم با هر بیت غزل /روزمو ساختم مث تموم آدمای عاشق تو دست آرزو/ عمرمو باختم... خلوت شب/// توي اين خلوت شب ، منمو حس غريب دل عاشقم چرا از همه خورده فريب من توي جاده ي عشق ديگه پا نمي زارم دلمو پيش كسي ديگه جا نمي زارم از كجا بايد شروع كرد ، درد دل كه گفتني نيست قصه ي من خيلي وقته كه ديگه شنيدني نيست تو خودم دارم مي پوسم ، ولي هيچكس نمي دونه چقدر سخته كه آدم ، با خودش تنها بمونه يه روزي خيال مي كردم ، عشق علاج همه درداست عشقو فرياد ميزدم كه ، آبي به رنگ درياست منه ساده با نگاهي دلمو ارزون فروختم ريشمو خودم سوزوندم ، واسه ي هميشه سوختم واسه ي هميشه سوختم حالا عمريه كه ديگه ، عشقو من باور ندارم تن من مي لرزه وقتي ، اون روزا رو ياد ميارم آسمون دعا كن امشب ، واسه ي اين مرد تنها خسته ام بس كه نشستم، به اميد صبح فردا به اميد صبح فردا/... ديگه از جونم چي مي خواي بيا بازي رو تموم كن نه ديگه به فكر من باش نه ديگه عمرو حروم كن خيلي راحت بگو آره بازي رو بردي و باختم منه ساده تو خيالم چه بتي رو از تو ساختم تو خيالم توي رويا تو رو دارمت عزيزم باشيو نباشي با من تويي عمرم همه چيزم تو چه باشي چه نباشي سهم من از تو دريغ حرفامو كسي مي فهمه كه اسير نارفيقه... ـ من از اینکه سفرم نزدیک است/ ُُُ سرد و گریان نیستم! ـ من از دلهره ی اینهمه احساس ُ/ که پس زمزمه ها پنهان ماند... ـ من به حال همه ی خاطره ها گریانم /
| Design By : Night Skin |


